اندراحوالات اونجا :
کرسی گذاشته ایم و بخاری نفتی ها را روشن کردیم من از همان موقع که رسیدیم یک لهاف پهن کردم زمین بالشتم را آوردم لهاف قرمز همیشگی خودم را کشیدم روی سرم خوابیدم اینجا انقدر سرد است که آدم یا باید زیر لهاف بچپد و دستهایش را بهم بساید یا در آغوش کسی گرم شود ...
اصلا چه باور کنی یا نکنی من از اول این سفر به جای خالی تو فکر کردم به اینکه اگر تو بودی یک راست میرفتیم مرتع با فیگور های مختلف از هم عکس میگرفتیم یا که اصلا نه عکس را بیخیال اونجا آتش روشن میکردیم یه دل سیر همدیگر را بیشتر داشتیم یا همین تو خانه بجای اینکه من اینجا لهاف رابکشم سرم به نبودنت فکر کنم تو بودی در این سرما من دستامو در جیبت میکردم و در حیاط به تماشای ماه می ایستادیم و موقع خواب هم آنقدر با موهایم ور میرفتی که خوابم میبرد ...
چقدر جایت خالیست ...
ما را در سایت دویست و هجدهم دنبال میکنید
برچسب: شانزدهم, نویسنده: بازدید: 139